مرتضى راوندى
264
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نيشابوريان و نجيبترين آنها اهل بلخ و مروند كه در فقه و دين و علوم نظرى و كلام برگزيدهاند . بهترين زمينهاى خراسان زمينهاى كشت آبى نيشابور و نيز زمينهاى واقع در ميان هرات و مرو الرود است . قهستان : اين منطقه را جغرافىنويسان عرب از توابع خراسان شمردهاند . منطقهاى است بالنسبه سردسير . يكى از بزرگترين شهرهاى آن قاين است كه آب آن از قنات و محصولاتش عبارت است از غله ، ميوه و زعفران و به گفتهء حمد اللّه مستوفى ، اكثر مردم اين شهر سپاهى هستند و سلاح جنگى دارند . تون اندكى از قاين كوچكتر بوده و به گفتهء ناصرخسرو علوى چهارصد كارگاه داشت كه در آن زيلو مىبافتند . ترشيز كه يكى از شهرهاى بنام قهستان بود ، در آن روزگار ، مركز تجمع اسمعيليان بود . در شمال خاورى تون ، گناباد قرار داشت كه داراى هفتاد دهكده بود و آبش از كاريز و قنات تأمين مىشد . طبس نيز از شهرهاى بنام قهستان بود كه درخت و آب فراوان داشت و غير از خرما ، ليمو ، ترنج و نارنج در آن به عمل مىآمد . « 1 » طبرستان يا مازندران : اين منطقه در امتداد ساحل جنوبى درياى خزر قرار دارد و آخرين منطقهاى است كه به آيين اسلام گرويده است . مركز آن آمل بود كه از نظر تجارى اهميت داشت . برنج آن فراوان و ميوههاى آن هم گرمسيرى و هم سردسيرى است ، به گفتهء مستوفى ، لوز و جوز ( بادام و گردو ) و انگور و خرما و نارنج و ترنج و ليمو و مركب و غيره در آن به عمل مىآيد - دومين شهر مهم آن سارى بود كه در خاور آمل قرار گرفته است . به گفتهء مقدسى ، سارى داراى چندين بازار و يك باروست و پارچههاى فاخر در آن بافته مىشود . پلهاى آن از بستن قايقها بههم تعبيه شده است . جغرافىنويسان اسلامى از شالوس ( چالوس ) و كلار ( كلار - دشت ) نام بردهاند . گرگان ( جرجان ) در جنوب خاورى درياى خزر قرار گرفته از دو رود گرگان و اترك سيراب مىشود . اين منطقه از بركت آب و خاك مساعد ، منطقهاى معمور و آباد است . به گفتهء مقدسى ، در اين منطقه ، نخل و نارنج و انگور بسيار مىرويد . باغات آن بسيار است و ابريشم نيز در آنجا به عمل مىآيد . انار و زيتون و خربزه و بادنجان و ليمو در باغات آن به عمل مىآيد . گرماى گرگان سخت و پشه و ككهاى آن گزنده و بسيار موذى است . در قرن هفتم ، مستوفى ، محصولات گرگان را غله ، پنبه ، ابريشم ، خرما ، انگور ، عناب و سنجد مىداند . « 2 » كرمان « نرماشير در قرن چهارم از سيرجان كوچكتر بود و چهار دروازه داشت . مسجد در وسط بازار واقع بود . » در قرن چهارم ، ابن حوقل ، جيرفت را شهرى بزرگ به طول دو ميل وصف كرد . و بنابه تعريف او ، آن شهر تجارتخانهء خراسان و سيستان بوده و در سرزمين آن ، محصولات گرمسيرى و سردسيرى ، هردو ، به عمل مىآمده و مهمترين صادراتش نيل و هل و شكر دوشاب بوده است . ابن - ابراهيم در تاريخ سلجوقيان ، در قرن ششم ، از موضعى به نام قمادين مكرر اسم برده گويد : مكانى است نزديك دروازهء جيرفت كه بازرگانان رومى ( يونانى ) و هندى در آنجا انبارها داشتند و مسافرين ، چه آنها كه از دريا مىآمدند و چه آنها كه از خشكى ، مىتوانستند امتعهء خود را در
--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 379 - 377 ( به اختصار ) . ( 2 ) . رك : همان . ص 403 - 393 ( به اختصار ) .